محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

53

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

گذشته از ابو طالب ، ام المؤمنين خديجه همسر مهربان رسول خدا ( ص ) كه

--> تو مرا دعوت كردى و دريافتم كه خيرخواهىام مىكنى ، تو دعوت كردى و در اين دعوت امين بودى . دريافته‌ام كه دين محمد از بهترين اديانى است كه براى مردم آمده است » الغدير ، ج 7 ، ص 334 ) . اكنون اگر در اين ابيات دقّت كنيم در همه جاى آن نشانهء ايمان و پايبندى به اسلام و حمايت از رسول خواهيم يافت و بدين ترتيب جاى اين پرسش خواهد بود كه : آيا مىتوان چنين اظهاراتى را در كنار آن عملكرد صادقانه با انگيزه‌اى جز ايمان قلبى توجيه كرد ؟ بگذريم از اين كه برخى - چون مؤلّف كتاب حاضر - انگيزهء اين كردار و گفتار را تنها خويشاوندى و عواطف دانسته‌اند و اين چيزى است كه به اندك تأملى بطلان آن روشن مىشود ، چه اگر بناى احترام به روابط خويشاوندى بود قاعدة مىبايست ابو طالب به آيندهء روابط خويشاوندى خود با امثال ابو لهب و ديگر سران مشرك خاندان خويش بيشتر بينديشد تا به حمايت از جوانى با عقايدى مخالف با همهء عقايد و آداب رايج در جامعهء آن روز . افزون بر اين چه كسى مىتواند به خود اجازه دهد كه موقعيت خويش در ميان قبيله و خاندان را - آن هم در شرايط جامعهء آن روز - به قيمت تسليم شدن به عواطف در معرض خطر و نابودى قرار دهد ؟ اگر ابو طالب تسليم عاطفه بود چرا عواطفش به فرزندش على - كه قاعدة مىبايست شديدتر از عاطفه و محبّت نسبت به پيامبر ( ص ) باشد - او را بدان وانداشت تا از فرزند خود بخواهد كه از همراهى پيامبر دست بردارد و با كناره‌گيرى از اين روياروييها ، خاطر پريشان پدر پير خويش را آسوده سازد و عواطف و احساسات او را با گرفتار كردن خويش نيازارد ؟ اگر ابو طالب از سر ترحّم به پيامبر اظهار علاقه و از او حمايت مىكرد چگونه توانست منظرهء رقّت‌انگيز محاصرهء زنان و كودكان بنى هاشم را كه آنان نيز بستگان او بودند تحمّل كند و حاضر شود تا آسايش فرزندان و برادرزادگان خويش را فداى نوآورى پسر برادر خود كند ؟ ! ب : شخصيّت ابو طالب در آيينه عملكرد او : مجموعهء عملكردهاى ابو طالب نسبت به پيامبر ( ص ) به گونه‌اى است كه هيچ‌كس نتوانسته است آنها را انكار كند و به همين دليل راه توجيه و يا جعل احاديثى معارض با آن و يا استناد به چنين احاديثى در پيش گرفته شده است . اكنون به عنوان نمونه به عملكردهايى از او اشاره مىكنيم و شرح و تعليق بر آنها را به انصاف مخاطبان وامىگذاريم : 1 - آن‌گونه كه در المواهب اللدينه ، ج 1 ، ص 48 ، الخصائص الكبرى ، ج 1 ، ص 86 و 124 ، سيره حلبيه ، ج 1 ، ص 125 و ديگر منابع آمده در يكى از سالها كه قريش گرفتار قحطى و خشكسالى شد ، ابو طالب خداوند را به رسول خدا ( ص ) سوگند داد و به حق او از خدا تقاضاى باران كرد ( الغدير ، ج 7 ، ص 342 ) . اين ماجرا حكايت از ايمان قلبى ابو طالب به موقعيّت و منزلت